محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )

1525

تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )

ص 372 ، س 1 : خبر اين « فجاءه » در الكامل ابن اثير ( ج 2 ، ص 350 ) آمده است ، و اسم او را « اياس بن عبد ياليل » آورده است . ( نيز : تاريخ طبرى ، ج 4 ، ص 1902 ) و نام « نجبه » در كامل ( همانجا ) : « نخبة بن ابى الميثاء » ضبط شده است ، ولى نسخه بدل آن « نجبه » است . ص 375 ، س 1 : سجاح بنت الحارث بن سويد بن عقفان ، ام صادر ، زنى زيبا و شاعر و سخنگو بود . بزرگان قبيلهء او ، بنى تميم ، به او پيوستند و به پيامبرى وى باور داشتند . مسيلمه كه خود از دعوى داران پيامبرى بود ، به سجاح پيوست و با او زناشويى كرد . سجاح پس از شكست مسيلمه به قبيلهء خود بازگشت و سپس اسلام آورد و در آرامش زيست . سجاح پس از سال 41 هجرى درگذشت . ( ر . ك : الاعلام : ج 3 ، ص 122 ، تاريخ پيامبران دروغين ، صص 114 - 96 . ) ص 378 ، س 11 - 10 : « عطارد بن حاجب بن زرارة بن عدس بن زيد . . . من وجوه تميم منهم الاقرع بن حابس و الزبرقان بن بدر و قيس بن عاصم و غيرهم فاسلموا و ذلك سنة تسع و قيل سنة عشر و الاوّل اصح . . . » ( اسد الغابه ، ج 3 ، ص 411 ) . « عطارد بن حاجب بن زراره كه رئيس و پيشواى قوم بنى تميم بود ، با جماعتى از اشراف خود برخاست ، و از جملهء ايشان اقرع بن حابس بود و زبرقان بن بدر ، و حبحاب بودند و به خدمت پيغمبر عليه السّلام آمدند . و بنى تميم قومى بودند كه در ايشان درشتى و حدّتى بود . چون به مدينه درآمدند و به مسجد شدند ، سيّد ، عليه السّلام ، در حجره بود . صبر نكردند كه سيّد عليه السّلام از حجره بيرون آيد ، و آواز برداشتند و گفتند : يا محمّد ، بيرون آى به بر ما . و سيّد عليه السّلام در اندرون حجره آواز ايشان بشنيد و از آن بى ادبى ايشان برنجيد . آنگاه حق تعالى اين آيت فرو فرستاد ، قوله تعالى : * ( إِنَّ الَّذِينَ يُنادُونَكَ من وَراءِ الْحُجُراتِ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْقِلُونَ . . . 49 : 4 ) * [ كه آن كسها كه آواز دهند ترا از پس حجره ها بيشتر ايشان نه خردمندى همى كنند . و اگر ايشان صبر كنند تا بيرون آيى سوى ايشان بود بهتر ايشان را ، و خداى عزّ و جلّ آمرزگار است و مهربان . - ترجمهء تفسير طبرى ، ج 7 ، صص 28 - 1727 ] « بعد از آن سيّد عليه السّلام بيرون آمد و پيش ايشان بنشست ، و ايشان به سخن درآمدند و گفتند : يا محمّد ، ما آمديم كه با تو مفاخرت كنيم و مفاخر و مآثر خود برشمريم . . . آنگاه عطارد ابن حاجب كه پيشوا و خطيب ايشان بود برخاست و اين خطبه فروخواند : الحمد للَّه الَّذى له علينا